تبليغاتX
تا ستاره ها




او آمد!

او آمد ، و ویران کرد هر آنچه داشتم را، هر آنچه که ساخته بودم، هر آنچه می شناختم

او آمد و مرا شکست ، مرا گسست ، و بعد ، از من یک من دیگر ساخت!

او آمد و به من آموخت آنچه را که باید باشم ، و به من هدیه کرد آنچه نداشتم و نمی شناختم

 

او رفت

او رفت و مرا با خودم تنها گذاشت

او رفت و یادش ماند که آن هم دارد می رود ! او رفت اما یادگاریش ماند

یادگاری که بهترین هدیه بود

 

او آمد ، به من عاشقی آموخت ، و رفت...

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 1:44  توسط علی طاهری  | 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 12:20  توسط حسین مهربان  | 

 

 

 

 

 

home | Archive | links | contact us